چرا الیزابت جورج اسپیر می نوشت
نوجوان که بودم the Witch of Blackbird Pond الیزابت جورج اسپیر (جادوگر برکۀ سیاهپر)، کتاب مورد علاقهام بود. قهرمان داستان، کیت تیلور، دختری اهل باربادوس، خودم را فریاد میزد. روزگاری بود که زنان حق انتخاب چندانی نداشتند و او هم دختری بود زیر فشار ورشکستگی مالی و پیشنهاد ازدواج مردی سالخورده. من هم بهعنوان دختر یک پناهندۀ سیاسی که از کمونیسم و یک افسر ارشد نگهبان گریخته بود، خارج از موطنم بزرگ شده بودم. اما دهۀ هشتاد میلادی بود و زمانی که زنانی مثل مارگارت تاچر با اعتمادبهنفس در صحنۀ جهانی میخرامیدند. تاچر چیزهایی میگفت، مثل: «اگر حرف میخواهید، از مردان بخواهید و اگر عمل، از زنان.» یا مثلاً؛ «زنی که مشکلات ادارۀ خانه را درک کرده، درک بهتری از مشکلات ادارۀ کشور خواهد داشت.»
خوشحال شدم وقتی فهمیدم کتاب محبوبم را زنی نوشته که مثل تاچر میگفت؛ «مشکلات ادارۀ خانه را درک میکنم.» اسپیر مادری خانهدار بود که تا اواسط دهۀ چهلسالگی و ورود فرزندانش به مقطع متوسطه، به شکل جدی دست به نوشتن نزد. تعداد آثار این زن خانهدار به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد؛ اما همانها هم موفق به دروکردن جوائز بسیاری شدهاند. الیزابت جورج اسپیر یکی از شش نویسندهای است، چه مرد، چه زن، که دوبار موفق به کسب جایزۀ نیوبری شده است؛ یکبار در سال 1958 برای «The Witch of Blackbird Pond» و یک بار هم در سال 1961 برای «The Bronze Bow»
شوربختانه فضای مجازی تقریباً عاری از هرگونه مطلب اساسی و قابل توجه از این نویسنده است و تمام سایتها به برشمردن یکسری اطلاعات کلی بسنده کردهاند. ازاینرو برای داشتن درکی بهتر از اسپیر، لازم است سری به آثارش زد. تنها حین گوشسپردن به کلامش بعد از دریافت جوائز است که میتوان به نشانههایی از کیستی او و خواستهها و اولویتهایش پی برد. و همان موقع است که میفهمیم شکلگیری هویت نوجوانان تا چه اندازه برای او حائز اهمیت بوده است.
نویسنده:
Michelle Forstrom
ترجمه :
کیارش درگاهی

